دندون
هر روز که می گذشت کنجکاوی تو بیشتر می شد و دلت می خواست همه چیز رو امتحان کنی...از اوایل 9 ماهگی دستتو به مبل می گرفتی و چند قدمی راه می رفتی...کلی هم ذوق می کردی...من و بابایی هم هر شب که کارهای قشنگ تو رو می دیدیم....تو رو غرق بوسه می کردیم...دقیقا 9 ماه و یک روزه بودی که اولین دندون قشنگت در اومد...سفید و خوشکل مثل برف....کلی ذوقت کردم و خیلی خوشحال بودم...درست یک هفته بعدش دومیش هم در اومد ...
خیلی درد کشیدی مامانی تا این دو تا دندونت در بیاد.....ولی خیلی صبور بودی و پر طاقت...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دندون
