آرتینآرتین، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره

آرتین عشق مامانی و بابایی

بدون عنوان

1390/4/11 18:37
نویسنده : مامان نجی
183 بازدید
اشتراک گذاری

گل قشنگ مامانی منو ببخش که اینقدر پراکنده خاطراتت رو می نویسم عسلکم...خجالتولی سعی می کنم همه چیزو کامل بنویسم باشه؟؟!!...دقیقا چهار ماهه بودی که تصمیم گرفتیم تو رو ختنه کنیم...خیلی میترسیدم و کلی هم تحقیق کردم که مدل سنتی باشه یا حلقه ای...که بالاخره حلقه ای رو چون دردش کمتر بود انتخاب کردیم...اون روز با مادرجون و پدر جونت و بابایی رفتیم مطب دکتر علی زاده..اول معاینه کرد و بعد هم تو روبردند توی اتاق و نزاشتن که من بیام و حدود 5 دقیقه بعد از رفتنت صدای جیغ بلندی اومد که دلم هری پایین ریخت...دلم شور میزد ولی مادر جون منو دلداری میداد که چیزی نیست و جیغش طبیعی هست و من نگران بودم...وقتی با پدر جون از اتاق بیرون اومدی به ظاهر آروم بودی ولی گل مامان توی خونه تا فردا صبحش بیتابی می کردی...و این نا آرومیت تا یک هفته که حلقه افتاد طول کشید و چقدر زجر کشیدی مامی جون...و بالاخره مرد شدی...مرد کوچولوی مامانی....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

مونا
3 خرداد 90 20:44
سلام مامان نجی جون........عزیزم عکسای پسرت چقدر قشنگن........دستت درد نکنه.........به وبلاگ ماهم سر بزنید گلم......بوس