آرتینآرتین، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره

آرتین عشق مامانی و بابایی

لحظه تولدت

1390/2/27 17:48
نویسنده : مامان نجی
154 بازدید
اشتراک گذاری

 توی ایام عید که بابایی از صبح تا شب سرکار بود. و من برای اینکه تنها نباشم می رفتم خونه مامان زهره. روز ۸ فروردین مامانی رفت دکتر تا ببینم خوب تپل شدی یا نه. آقای دکتر باقری کمی نگران شد و برات نوار قلب نوشت. منم خیلی ترسیده بودم. نوار قلبتو که گرفتم دکتر گفت باید هرچه زودتر دنیا بیای.برام ۱۲ آمپول نوشت که روزی ۴ تا بزنم و پنج شنبه ۱۲ فروردین تو رو بدنیا بیارم. این چند روز آخر بابایی پیش مامانی موند و از من مواظبت کرد. صبح پنج شنبه یه حس عجیبی داشتم و همراه با بابایی رفتیم بیمارستان اردیبهشت. تا دکتر اومد ساعت ۹ بود. به اتاق عمل که رفتم همش گریه می کردم. اونجا آروم شدم .کوچولوی نازم در تاریخ ١٢ فروردین ساعت ٩:٣٠ صبح بدنیا اومدی...و وقتی به هوش اومدم همه بالای سرم بودند. ولی تو نبودی مامانی........گفتن که توی آی سی یو بستری شدی....Smiley.وای اصلا تحمل نداشتم.....اصلا نمیدونم چی شده بود....هر کی یه چیزی می گفت.....منم که فقط... .......تو رو یه لحظه آوردن پیشم مثل ماه بودی....سفید و کوچولو......

خلاصه تو از من دور شدی و اون شب همه رو نگران کردی.....همه.........برات دعا می کردن آخه خیلی عزیز بودی.....من تا صبح بیدار بودم...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)